کبش

🌐 قوچ

«کبش» در عربی به معنای «قوچ» یا «برهٔ نر» است؛ یعنی گوسفند نر بالغ. این واژه گاهی به‌صورت استعاری برای «مرد قوی»، «پیشرو» یا «فرد برجسته» هم به‌کار می‌رود. در فارسیِ رایج، معنای اصلی آن «قوچ» است.

جمله سازی با کبش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اشترى المزارع كبش قويًا استعدادًا لموسم التربية في الشتاء.

کشاورز برای آماده شدن برای فصل جفت‌گیری زمستانی، یک قوچ قوی خرید.

💡 يختار الناس كبش الأضحية بعناية، مراعاةً للعمر والسلامة والصحة.

مردم با دقت قوچ قربانی خود را انتخاب می‌کنند و سن، ایمنی و سلامت آن را در نظر می‌گیرند.

💡 وقف كبش العيد في الحظيرة بهدوء حتى جاء وقت الذبح.

قوچ قربانی آرام در آغل ایستاد تا زمان ذبح فرا رسید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران