اخدج

🌐 بگیرش.

اگر منظور «أخدج» باشد، از ریشهٔ «خدج» است و به معنی «ناقص و ناتمام آوردن» یا «ناقص کردن» به‌کار می‌رود. همچنین در عربی، «أخدج» می‌تواند به جنینی گفته شود که پیش از کامل‌شدن سقط شده است.

جمله سازی با اخدج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وُلد المولود اخدج في الشهر السابع، لذلك بقي تحت المراقبة عدة أسابيع.

نوزاد در ماه هفتم به طور زودرس به دنیا آمد، بنابراین چندین هفته تحت نظر بود.

💡 وصف الطبيب الحالة بأنها ولادة اخدج تستدعي متابعة دقيقة وصبراً من الأسرة.

پزشک این مورد را به عنوان یک زایمان زودرس توصیف کرد که نیاز به نظارت دقیق و صبر خانواده دارد.

💡 جاء الطفل اخدج قبل أوانه، فاحتاج إلى عناية طبية خاصة في المستشفى.

نوزاد نارس به دنیا آمده بود و نیاز به مراقبت‌های ویژه پزشکی در بیمارستان داشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران