قفا
🌐 نافه
اسم (noun)
📌 گردن
📌 خراش
دیکشنری عربی به فارسی
📌 برگشت
📌 ایستاده
جمله سازی با قفا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جلسَ المسافرُ قربَ قفا التلِّ ينتظرُ عودةَ رفاقهِ.
مسافر نزدیک پشت تپه نشست و منتظر بازگشت همراهانش شد.
💡 ، لم ينطق (غريغور) بكلمة أمسك أخيه من قفا العنق وغرس وجهه في الفحم المتوقد
گرگور کلمهای نگفت. برادرش را از پس گردن گرفت و صورتش را در زغالهای سوزان فرو برد.
💡 كان الطريقُ يمرُّ عندَ قفا البيتِ ثم ينعطفُ نحوَ السوقِ.
جاده از پشت خانه میگذشت و سپس به سمت بازار میپیچید.
💡 وقفتُ عندَ قفا الجبلِ أراقبُ الواديَ الممتدَّ في الأسفلِ.
من در دامنه کوه ایستاده بودم و به درهای که در پایین امتداد داشت نگاه میکردم.
💡 ذكرت شهادة الوفاة إنه توفي بسبب طلق ناري عيار 9 مليمتر في قفا الرقبة، وإن الجاني "مجهول"
در گواهی فوت آمده بود که او بر اثر اصابت گلوله ۹ میلیمتری به پشت گردنش جان باخته و عامل قتل «نامشخص» بوده است.
💡 ، فقط لتقبيل قفا عنقها بهدوء ومن دون سابقِ إنذار.
فقط برای اینکه پشت گردنش را به آرامی و بدون هیچ هشداری ببوسم.