قَعا

🌐 قا

واژه‌ای کم‌کاربرد و وابسته به بافت است؛ در برخی منابع می‌تواند به سکون گرفتن، نشستن یا فروآمدن مربوط باشد، اما بدون متن دقیق باید با احتیاط معنا شود. این‌گونه صورت‌ها اغلب در لغت‌نامه‌ها به شکل‌های صرفی یا ریشه‌ای آمده‌اند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 وصله‌ها

📌 لکه‌ها

📌 لکه

📌 کک و مک

جمله سازی با قَعا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬وم بببد أهنببص خصضببت حربببص‬ ‫شرس بينهص وبين را هص قعا أن لعلن أمصمح مص ارتهت ليبح‪.

و جنگ سختی بین آنها و را هس قاع درگرفت که اعلان عمومی کردند.

💡 ‫م يستر أرح لمال قعا اليو مص يشي بصلحيصة يف الشق المقصبل

م یستر ارح لمال قاع علیوم ماس یشی بشالحیسا یف الشاق الماقصاب.

💡 ‬و ن لعصرفنبببص ولقصبعنبببص يف‬ ‫منصسعتين ا نتين قعا ذلأ‪

و ن لعصرنبببص ولقصبنبببص فی منصعتین ا نتین قعا ذلأ.

💡 ‫تسلأ يحدث أن لولي تصرين بصلتورل يومص قعا التصريد المحدد‪

این اتفاق می‌افتد که لولی بر روش مشخص شده پردازش اصرار دارد.

💡 قال الرجل قعا بصوت منخفض ليشير إلى مكان الحفرة في الأرض.

مرد با صدای آهسته «قاع» گفت تا محل گودال را در زمین نشان دهد.

💡 لم أفهم كلمة قعا في البداية حتى شرحها لي المعلم في الدرس.

من در ابتدا کلمه «قاع» را نمی‌فهمیدم تا اینکه معلم آن را در درس برایم توضیح داد.

💡 تكررت كلمة قعا في النص القديم، فبحث الطلاب عن معناها في المعجم.

کلمه «قاع» در متن قدیمی تکرار شده بود، بنابراین دانش‌آموزان معنی آن را در فرهنگ لغت جستجو کردند.

💡 ‬مبص دمبت متأتبدا مبن حنكتبأ‬ ‫ومقدرلأ ل دارة الحرت التي ولدت قعا سنوات قليل

مبش دمبت متتابدا مبن هنکتب و مقدرلاء ل درات الحارت الاتی والدا قاء صنعت قلیلات.

کلمات مرتبط