قضاه
🌐 داوران او
«قضاه» معمولاً شکل جمعِ «قاضی» نیست، بلکه میتواند صورت نوشتاریِ «قضاه» از فعل «قضى» باشد، یعنی «او را / آن را انجام داد، گذراند یا به پایان رساند»؛ مثلاً در برخی ساختها به معنی «آن را اجرا کرد» میآید. اگر در متن فقهی یا ادبی باشد، معنا شدیداً به جمله وابسته است. بهطور کلی به «انجام دادن / اتمام کردن» نزدیک است.
صفت / وجه وصفی (adjective / participle)
📌 خرج شده
جمله سازی با قضاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كان يتحدث كثيراً عن ذكرياته الثمينة من الصيف الذي قضاه على الشاطئ.
او اغلب از خاطرات ارزشمندش از تابستانی که در ساحل گذرانده بود صحبت میکرد.
💡 ظهرت على وجهه سفعة شمس بعد أسبوعٍ قضاه في العمل على سطح المنزل.
پس از یک هفته کار روی پشت بام خانه، آفتاب سوختگی روی صورتش ظاهر شد.
💡 يف السنوات األخرية كان قد قىض يف املعتقل وقتا أطول مما قضاه يف بيته أو يف أي مكان آخر
در سالهای اخیر، او بیشتر وقت خود را در بازداشت گذرانده بود تا در خانه یا هر جای دیگر.
💡 توفي الرجل الصالح بعد عمر طويل قضاه في خدمة الناس وتعليمهم.
آن مرد صالح پس از عمری طولانی که صرف خدمت و آموزش مردم کرد، درگذشت.