قرظ

🌐 بنویس

«قَرَظ» در عربی به معنی برگ درخت سَلَم یا نوعی ماده گیاهی است که در دباغی و نیز در برخی کاربردهای دارویی به‌کار می‌رفته. این واژه در فرهنگ‌های قدیم با گیاهانی مرتبط است که خاصیت قابض یا مصرف صنعتی داشته‌اند. در فارسی هم بیشتر در متون کهن و تخصصی دیده می‌شود.

اسم (noun)

📌 باکبوش

📌 اقاقیا

فعل (verb)

📌 ستایش

جمله سازی با قرظ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كان الشاعر قرظ ًا لخصال الكريم في قصيدته الجديدة.

شاعر در شعر جدیدش از ویژگی‌های والا ستایش می‌کرد.

💡 تجنب المدير أن يبالغ في قرظ الموظفين أمام الآخرين.

مدیر از تعریف و تمجید بیش از حد از کارمندان در مقابل دیگران اجتناب می‌کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران