قبيلتي

🌐 قبیله من

«قبیلتی» یعنی «قبیلهٔ من». این واژه برای اشاره به طایفه یا گروهی است که گوینده خودش عضو آن است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 قبیله من

📌 چادر عشایری من

جمله سازی با قبيلتي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 أحبُّ قبيلتي لأنها علمتني معنى الكرم والشهامة منذ الصغر.

من عاشق قبیله‌ام هستم چون از کودکی معنای سخاوت و جوانمردی را به من آموخت.

💡 لقد نصحت عددًا من القادة من قبيلتي ومن قبائل أخرى.

من به تعدادی از رهبران قبیله خودم و قبایل دیگر مشاوره داده‌ام.

💡 ما زلت أزور كبار قبيلتي كلما عدتُ إلى الوطن في الإجازة.

من هنوز هم هر وقت در تعطیلات به خانه برمی‌گردم، به دیدن بزرگان قبیله‌ام می‌روم.

💡 ‬و كلمات أخرى جرحت قلوب الكثير من‬ ‫سكان قبيلتي‪

و سخنان دیگری که دل بسیاری از اعضای قبیله‌ام را به درد می‌آورد.

💡 ‬لكن قبيلتي وصلت‬ ‫إلى العالج المناسب في ظرف سنة واحدة فقط‪

اما قبیله من فقط در عرض یک سال درمان مناسب را پیدا کرد.

💡 تحدّثتُ عن قبيلتي بفخرٍ أمام الضيوف الذين جاؤوا من بعيد.

من با افتخار در مقابل مهمانانی که از راه دور آمده بودند، درباره قبیله‌ام صحبت کردم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران