قبضة من

🌐 یک مشت از

یعنی «مقداری از…»، «یک مشت از…» یا «بخشی از…». این ترکیب برای بیان برداشتن یا جدا کردنِ مقدار کمی از چیزی به کار می‌رود، مثلاً «قبضة من تراب» یعنی «یک مشت خاک».

دیکشنری عربی به فارسی

📌 تعداد انگشت شماری از

📌 گرفتن از

📌 یک ذره از

📌 کلاچ از

📌 مشتی از

جمله سازی با قبضة من

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حمل الطفل قبضة من الحصى ورماها بعيدًا عن باب البيت.

کودک مشتی سنگریزه برداشت و آنها را از جلوی در خانه دور انداخت.

💡 ورغم أن قبضة من ضباط الجيش والشرطة الساخطين، والساسة ورجال الميليشيات قد تحالفت معه، فإن الكثيرين من الليبيين الآخرين ما يزالون ينظرون إليه بحذر.

اگرچه تعداد انگشت‌شماری از افسران ناراضی ارتش و پلیس، سیاستمداران و شبه‌نظامیان با او متحد شده‌اند، بسیاری از لیبیایی‌های دیگر هنوز با احتیاط به او نگاه می‌کنند.

💡 أجل في الواقع، مذاقه كان خالٍ من النكهة لذا وضعت قبضة من القرفة؟

بله، راستش، مزه‌اش بی‌مزه بود، برای همین یه مشت دارچین ریختم؟

💡 أخذتُ قبضة من التراب لأزرع فيها البذور الصغيرة في الحديقة.

یک مشت خاک برداشتم تا دانه‌های کوچک را در باغچه بکارم.

کلمات مرتبط