في الموعد المحدد

🌐 در تاریخ مقرر

یعنی «در موعد تعیین‌شده» یا «سرِ وقت». این عبارت برای زمانی به‌کار می‌رود که کاری دقیقاً در زمان از پیش تعیین‌شده انجام شود. مثلاً اگر بگویند «وصل في الموعد المحدد» یعنی «در زمان مقرر رسید».

صفت (adjective)

📌 به موقع

📌 طبق برنامه

📌 در زمان

📌 وقت شناس

جمله سازی با في الموعد المحدد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وصل بلات إلى المكتب في الموعد المحدد لمتابعة الأوراق الإدارية.

پلات سر وقت به دفتر رسید تا کارهای اداری را پیگیری کند.

💡 سيصل القطار إلى المحطة في الموعد المحدد إذا لم تحدث أي تأخيرات.

در صورت عدم تأخیر، قطار طبق برنامه به ایستگاه خواهد رسید.

💡 حضر المدير الاجتماع في الموعد المحدد وبدأ النقاش مباشرة.

مدیر سر وقت به جلسه رسید و بلافاصله بحث را شروع کرد.

💡 لنحضرنهم إلى القاعة في الموعد المحدد حتى تبدأ الندوة دون تأخير.

بیایید آنها را سر وقت به سالن بیاوریم تا سمینار بدون تأخیر شروع شود.

💡 أرسل الموظف التقرير في الموعد المحدد احترامًا لعمل الفريق والالتزام بالمهمة.

کارمند به احترام کار تیمی و تعهد به وظیفه، گزارش را به موقع ارائه داد.

💡 نريده أن يصل في الموعد المحدد حتى نبدأ الاجتماع دون تأخير.

ما می‌خواهیم او سر وقت برسد تا بتوانیم جلسه را بدون تأخیر شروع کنیم.

💡 بدءوا الاجتماع في الموعد المحدد بعد أن وصل جميع الأعضاء إلى القاعة.

آنها جلسه را سر وقت و پس از رسیدن همه اعضا به سالن شروع کردند.

💡 ترحل الحافلةُ من المحطة في الموعد المحدد صباحًا.

اتوبوس صبح سر ساعت مقرر از ایستگاه حرکت می‌کند.

💡 وصلت الحافلة في الموعد المحدد تمامًا دون أي تأخير يذكر.

اتوبوس دقیقاً سر وقت و بدون هیچ تأخیر قابل توجهی رسید.

💡 سأنتظر حتى أعرف ما إذا كان الاجتماع سيبدأ في الموعد المحدد أم لا.

منتظر می‌مانم تا ببینم جلسه به موقع شروع می‌شود یا نه.

💡 بدأ الاجتماع في الموعد المحدد لمناقشة خطة التطوير الجديدة.

جلسه رأس ساعت مقرر برای بحث در مورد طرح توسعه جدید آغاز شد.

💡 وصل لکبن إلى المكتب في الموعد المحدد تمامًا.

لِکبن دقیقاً سر وقت به دفتر رسید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران