فواصل

🌐 استراحت‌ها

«فواصل» جمعِ «فاصله» است و به معنای فاصله‌ها، شکاف‌ها، یا مدت‌های جداکننده میان دو چیز است. در موسیقی هم برای فاصله‌های صوتی بین نغمه‌ها به کار می‌رود. در گفتار عمومی، منظور فاصله زمانی، مکانی یا مفهومی است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 استراحت‌ها

📌 کاما

📌 پارتیشن ها

📌 جداکننده‌ها

📌 فاصله دهنده ها

جمله سازی با فواصل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تحتاج الخطبة الجيدة إلى فواصل مناسبة تمنح المستمع فرصة للتركيز.

یک سخنرانی خوب نیاز به وقفه‌های مناسب دارد که به شنونده فرصت تمرکز بدهد.

💡 أراد أن يُثبت نفسه عیل رغم الصعوبات، فواصل التدريب كل يوم.

او می‌خواست با وجود مشکلات، خودش را ثابت کند، بنابراین هر روز به تمرین ادامه می‌داد.

💡 وضعت الشركة فواصل بين الأقسام لتسهيل حركة الموظفين داخل المكتب.

این شرکت برای تسهیل رفت و آمد کارمندان در داخل دفتر، بین بخش‌ها پارتیشن قرار داد.

💡 قد يصيبک الإجهاد إذا عملت لساعات طويلة من دون فواصل كافية.

اگر ساعت‌های طولانی بدون استراحت کافی کار کنید، ممکن است دچار استرس شوید.

💡 ‬في عاداتي اليومية لست هكذا وإني‬ ‫كرجل أضع فواصل بين مشاعري ويومياتي‪

در کارهای روزمره‌ام، اینطور نیستم؛ به عنوان یک مرد، احساساتم را از زندگی روزمره‌ام جدا نگه می‌دارم.

💡 قرأتُ الكتاب على فواصل قصيرة، لأن وقتي لم يسمح بالمطالعة الطويلة.

کتاب را در فواصل کوتاه خواندم، چون وقتم اجازه جلسات طولانی مطالعه را نمی داد.

کلمات مرتبط