فهجاه

🌐 او را به سخره گرفت.

یعنی «ناگهان او را غافلگیر کرد» یا «به‌طور ناگهانی بر او درآمد». این واژه از ریشه‌ی «فجأ / فجأة» می‌آید و بر رخداد یا حمله‌ی ناگهانی دلالت دارد.

جمله سازی با فهجاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 توقّفَ السائقُ فهجاه عندما ظهرتْ أمامه سيارةٌ مسرعةٌ من الطريق الجانبيّ.

راننده وقتی ماشینی با سرعت زیاد از جاده فرعی جلویش ظاهر شد، توقف کرد و او را سرزنش کرد.

💡 دخلَ الطفلُ الغرفةَ فهجاه صرخَ فرحًا حين رأى الهديةَ فوق الطاولة.

کودک وارد اتاق شد و با دیدن هدیه روی میز از خوشحالی جیغ زد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران