فنون
🌐 هنرها
اسم (noun)
📌 هنر
جمله سازی با فنون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تتنوع فنون الطبخ في المدينة بحسب الثقافات القادمة من مناطق مختلفة.
هنر آشپزی این شهر با توجه به فرهنگهای مناطق مختلف، متفاوت است.
💡 استعرض المعرض فنون من التراث الشعبي الذي ما زال حيًّا في القرى.
این نمایشگاه هنرهای مردمی را که هنوز در روستاها زنده هستند، به نمایش گذاشت.
💡 تعلمتُ فنون من الصبر والحكمة أثناء عملي مع كبار السن.
من در حین کار با سالمندان، هنر صبر و خرد را آموختم.
💡 استفاد الطالب من فنون من البلاغة التي استخدمها الخطيب في حديثه.
دانشآموز از فنون بلاغی که سخنران در سخنرانی خود به کار برده بود، بهره برد.
💡 يزور الناس المتحف كل أسبوع للاستمتاع بـ فنون الرسم والنحت والتصوير.
مردم هر هفته از موزه بازدید میکنند تا از هنر نقاشی، مجسمهسازی و عکاسی لذت ببرند.
💡 اجتهد الخدم تلك الليلة وأدوا أفضل ما يعرفونه من فنون الخدمة
خدمتکاران آن شب سخت کار کردند و بهترین مهارتهای خدماتی خود را به نمایش گذاشتند.