فند

🌐 رد شد

در عربی «فند» می‌تواند به معانی مختلفی بیاید، از جمله «سستیِ عقل، بی‌خردیِ سخن» یا در برخی کاربردها «پاره‌ای از چیزی»؛ اما واژهٔ مستقل و پرکاربردی نیست و ممکن است در متن خاص معنای دیگری داشته باشد. برای تفسیر دقیق، جمله لازم است.

فعل (verb)

📌 رد کردن

جمله سازی با فند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 في المناظرة، حاول الخبير فند الحجة باستخدام الأدلة والوثائق.

در این مناظره، کارشناس تلاش کرد با استفاده از شواهد و اسناد، این استدلال را رد کند.

💡 وقد فند بعض، ويبقى آخرون الى الاختبار.

برخی رد شده‌اند، در حالی که برخی دیگر هنوز در حال آزمایش هستند.

💡 يحتاج هذا الرأي إلى فند علمي قبل أن نقبله.

این نظر قبل از اینکه بتوانیم آن را بپذیریم، نیاز به رد علمی دارد.

💡 قام المحامي بـ فند الادعاءات التي وردت في التقرير الرسمي.

وکیل ادعاهای مطرح شده در گزارش رسمی را رد کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران