فنتق

🌐 فنتاک

این واژه از ریشه نتق است که به معنی «کندن، برکندن، از جا کشیدن» می‌آید. بنابراین فنتق یعنی «پس کند» یا «آنگاه از جا برکند». در متون عربی گاهی برای جدا کردن چیزی از جای اصلی‌اش به کار می‌رود.

جمله سازی با فنتق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حاول العامل إصلاح السلك، لكنه فنتق أثناء الشدّ بسبب قدمه وتلفه.

کارگر سعی کرد سیم را تعمیر کند، اما به دلیل قدمت و آسیب دیدگی، هنگام کشیدن پاره شد.

💡 حين ضغط الزر بقوة، فنتق الغطاء الصغير من مكانه وظهر الجزء الداخلي.

وقتی دکمه محکم فشار داده می‌شد، پوشش کوچک از جایش بیرون می‌پرید و داخل آن نمایان می‌شد.

💡 انقطع الحبل فجأة، فنتق من مكانه وسقطت الحقيبة على الأرض بقوة.

طناب ناگهان پاره شد، از جایش جدا شد و کیف با شدت به زمین افتاد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران