فلذة

🌐 کودک گرانبها

«فِلْذَة» به‌معنی «بُرِده، قطعه‌ای از چیزی، تکه» است؛ و در کاربرد معروفِ «فِلْذَةٌ مِنَ الْكَبِد» به‌معنی «پاره‌ای از دل / جگر» یا به‌طور مجازی «فرزند بسیار عزیز» به‌کار می‌رود. این واژه بار عاطفی دارد و معمولاً برای بیان محبت شدید استفاده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 کمر من

جمله سازی با فلذة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 احتفظ الرجل بـ فلذة من الخبز ليأكلها في الطريق الطويل.

مرد تکه‌ای نان برای خوردن در سفر طولانی نگه داشت.

💡 ‬اتصلت بي َكارمن وأخبرتني أنّك في العناية‬ ‫أم ُ‬ ‫المشددة فأتيتُ إليك يا فلذة كبدي‪.

کارمن با من تماس گرفت و گفت که تو در بخش مراقبت‌های ویژه هستی، بنابراین من پیش تو آمدم، فرزند عزیزم.

💡 ‬‬‫فاألم عندما تفقد فلذة كبدها‬ ‫فإنها تفقد معه قطعة من روحها‪

وقتی مادری فرزند عزیزش را از دست می‌دهد، درد بسیار شدیدی را تحمل می‌کند؛ او تکه‌ای از روح خود را نیز با او از دست می‌دهد.

💡 أخذت الطفلة فلذة صغيرة من الشوكولاتة وابتسمت بسعادة.

دخترک تکه کوچکی از شکلات را برداشت و با خوشحالی لبخند زد.

💡 ‬يا حياتي يا فلذة كبدي و‬ ‫سعادتي دعنا ن نس ى الهموم و الغموم و ننثر عن أيامنا كل العواصف و الغيوم‬ ‫‪.

ای زندگی من، ای عزیزترین فرزند من و ای شادی من، بیا نگرانی‌ها و غم‌هایمان را فراموش کنیم و تمام طوفان‌ها و ابرها را از روزهایمان بپراکنیم.

💡 حملت الأم فلذة من الكعك إلى طفلها بعد أن عاد من المدرسة.

مادر پس از بازگشت فرزندش از مدرسه، تکه‌ای کیک برای او آورد.