فقست
🌐 جوجه ریزی شده
این واژه از ریشهٔ «فقس» است و به معنای «شکست، ترک برداشت، یا جوجه از تخم درآمد» بهکار میرود، بسته به باب و زمینه. در عربی، «فقس» بیشتر با تخم و جوجه مرتبط است؛ یعنی شکستن پوستهٔ تخم و بیرون آمدن جوجه. در برخی کاربردهای مجازی نیز ممکن است به شکستن یا باز شدن چیزی اشاره کند.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 جوجه ریزی شده
📌 پرورش داده شدند
جمله سازی با فقست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بعدَ يومينَ في الحاضنةِ، فقست مجموعةٌ من البيضِ بنجاحٍ كبيرٍ.
پس از دو روز ماندن در دستگاه جوجهکشی، دستهای از تخمها با موفقیت زیادی از تخم بیرون آمدند.
💡 البيضات التي فقست خلقت مشهداً حيوياً في الفيلم الوثائقي الذي شاهدناه.
تخمهای جوجهکشیشده صحنهی پرجنبوجوشی را در مستندی که تماشا کردیم، ایجاد کردند.
💡 راقبَ الطفلُ الدجاجةَ حتى فقست البيوضُ أمامَ عينيهِ بدهشةٍ وفرحٍ.
کودک با شگفتی و شادی، مرغ را تماشا کرد تا اینکه تخمها جلوی چشمانش از هم باز شدند.