فصص

🌐 میخک

«فصص» از ریشه «فصّ» است و معمولاً به معنای «گوهرتراشی کردن»، «نگین‌نشاندن»، یا «بخش‌بخش کردن» می‌آید، هرچند در بعضی متون به معنای جدا کردن یا قطعه‌قطعه کردن هم دیده می‌شود. این واژه از نظر ساخت، می‌تواند دلالت بر شدت یا تکرار در عمل داشته باشد. در کاربردهای قدیم، «فصّ» بیشتر با نگین، مهر و آرایش اشیا ارتباط داشته است.

جمله سازی با فصص

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 في الأمسيةِ الثقافيةِ، فصصَ الكاتبُ تجربتَهُ الشخصيةَ بطريقةٍ مؤثرةٍ أمامَ الحضورِ.

در طول این شب فرهنگی، نویسنده تجربه شخصی خود را به شیوه‌ای تأثیرگذار در مقابل حضار به اشتراک گذاشت.

💡 فصصَ الجدُّ أخبارَ الماضي لأحفادِه وهم يجلسونَ حولهُ في ساحةِ الدارِ.

پدربزرگ در حالی که نوه‌هایش در حیاط خانه دور او نشسته بودند، داستان‌های گذشته را برای آنها تعریف می‌کرد.

💡 فصصَ المعلمُ القصةَ على التلاميذِ بأسلوبٍ مشوقٍ جذبَ انتباهَ الجميعِ في الصفِّ.

معلم داستان را به شیوه‌ای جذاب برای دانش‌آموزان روایت کرد که توجه همه را در کلاس به خود جلب کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران