فدع
🌐 پس برو
«فدع» در عربی به معنای کج شدن، پیچ خوردن، یا آسیب دیدن و انحراف یافتن عضو است؛ گاهی هم برای مفصل یا اندامی که از حالت طبیعی خارج شده بهکار میرود. در بعضی کاربردهای پزشکی و توصیفی، به نوعی آسیب یا دررفتگی نیز اشاره دارد.
فعل (verb)
📌 استراحت
جمله سازی با فدع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قد يحدث فدع المفصل عند السقوط أو الحركة المفاجئة.
دررفتگی مفصل ممکن است به دلیل زمین خوردن یا حرکت ناگهانی رخ دهد.
💡 ، إن قام أي ثوران إن تجاسر أحد على زعزعة مملكتنا فدع عقابهم لي.
اگر شورشی رخ دهد، اگر کسی جرأت کند پادشاهی ما را بیثبات کند، مجازاتش را به من بسپارید.
💡 نصح المدرب بالانتباه لتجنب فدع الركبة أثناء التمرين.
مربی توصیه کرد که در طول ورزش به جلوگیری از فشار به زانو توجه شود.