فخلع
🌐 اونو برداشت.
«فخلع» یعنی «پس برکند» یا «آنگاه درآورد / کند». این واژه از ریشهٔ «خلع» به معنای کندن، بیرون آوردن، خلع کردن، یا از مقام و جامه برکنار ساختن است. در فارسی، «خلع» هم در مورد لباس بهکار میرود و هم در مورد عزل کردن از منصب. بنابراین «فخلع» میتواند به معنای «درآورد»، «برکند»، «عزل کرد» یا «از خود جدا کرد» باشد.
جمله سازی با فخلع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وصل إلى المنزل متعبًا فخلع حذاءه عند الباب مباشرة.
او خسته به خانه رسید و کفشهایش را همان دم در درآورد.
💡 في الحديقة، فخلع الطفل سترته لأن الجو أصبح دافئًا.
در باغ، کودک ژاکتش را درآورد چون هوا گرم شده بود.
💡 بعد نهاية العمل فخلع المعلم نظارته ووضعها على الطاولة.
بعد از اینکه کار تمام شد، معلم عینکش را برداشت و روی میز گذاشت.
💡 فخلع مصطفى بدلة الساعي وخرج من تقمصه للشخصية
مصطفی سپس لباس پیامرسانی خود را درآورد و از حالت عادی خارج شد.
💡 فخلع عباءته وقام يرقص على عربة في ميدان القرية
او شنلش را درآورد و در میدان روستا روی گاری شروع به رقصیدن کرد.