فحملته

🌐 پس او را حمل کردم

یعنی «پس او را / آن را حمل کردم» یا «آن را برداشتم». در فارسی می‌تواند به «من او / آن را بردم» یا «به دوش گرفتم» ترجمه شود، بسته به موضوع جمله.

جمله سازی با فحملته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تعب الصغير من المشي، فحملته أخته على كتفيها حتى وصلا إلى البيت.

پسر کوچک از راه رفتن خسته شد، بنابراین خواهرش او را تا رسیدن به خانه روی شانه‌هایش حمل کرد.

💡 سقط الطفل، فركضت أمه إليه و فحملته بين ذراعيها مطمئنةً إياه.

کودک افتاد، بنابراین مادرش به سمت او دوید و او را در آغوش گرفت و به او اطمینان خاطر داد.

💡 وجدوا الجريح في الطريق، فحملته سيارة الإسعاف إلى المستشفى فورًا.

آنها مرد مجروح را در جاده پیدا کردند و آمبولانس بلافاصله او را به بیمارستان منتقل کرد.

کلمات مرتبط