احذية
🌐 کفش
دیکشنری عربی به فارسی
📌 کفش
جمله سازی با احذية
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وكانت بعض احذية الضحايا متناثرة في الموقع.
تعدادی از کفشهای قربانیان در اطراف محل حادثه پراکنده شده بود.
💡 يعرضُ المتجرُ احذية رياضيةً وأخرى رسميةً بأسعارٍ مختلفةٍ.
این فروشگاه هم کفشهای ورزشی و هم کفشهای رسمی را با قیمتهای مختلف ارائه میدهد.
💡 اشتريتُ احذية جديدةً من السوقِ لأنّ القديمةَ أصبحت غيرَ مناسبةٍ للمشي.
کفشهای نو از بازار خریدم چون کفشهای قدیمی دیگر برای پیادهروی مناسب نبودند.
💡 يعتبر الاستثمار باقتناء احذية مناسبة، استثمارا جيدا.
سرمایهگذاری روی کفشهای مناسب، سرمایهگذاری خوبی است.
💡 في المرة القادمة احضر احذية رياضية
دفعه بعد، کفش ورزشی همراه داشته باشید.
💡 نسيَ الطفلُ احذية ه عند بابِ المدرسةِ فاضطرَّ إلى العودةِ إليها.
بچه کفشهایش را دم در مدرسه جا گذاشت و مجبور شد به سمت در برگردد.