فتي

🌐 پسر

«فَتَى» در عربی به معنای جوان، نوجوان، و در مواردی جوانمرد یا غلام / خادم جوان است. این واژه هم به سنّ کم اشاره دارد و هم گاهی به معنای جوانیِ همراه با نیرو، چالاکی، و شجاعت به کار می‌رود. در متون قدیم، «فتى» می‌تواند برای ستایش نیز بیاید و به شخصی جوان اما بااخلاق و کارآمد اشاره کند.

صفت (adjective)

📌 جوان

📌 جوان پسند

📌 بهاری

دیکشنری عربی به فارسی

📌 پسر

جمله سازی با فتي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 التقى المعلمُ ب فتي مهذبٍ يعملُ بجدٍّ ويصلُ إلى المدرسةِ قبلَ الجميعِ يوميًا.

معلم با پسر مودبی آشنا شد که سخت کار می‌کرد و هر روز قبل از همه به مدرسه می‌رسید.

💡 دخلَ فتي المدرسةَ مبكرًا وهو يحملُ حقيبتَهُ الجديدةَ بيدٍ واحدةٍ.

پسرک صبح زود وارد مدرسه شد، کیف نویش را در یک دست گرفته بود.

💡 كان فتي الحيِّ يساعدُ الجيرانَ في حملِ الأكياسِ الثقيلةِ دونَ أن يطلبَ منه أحدٌ ذلك.

پسر همسایه عادت داشت بدون اینکه کسی از او بخواهد، به همسایه‌ها در حمل کیسه‌های سنگین کمک کند.

💡 رأيتُ فتي ًا يساعدُ شيخًا في عبورِ الطريقِ صباحَ اليومِ.

امروز صبح مرد جوانی را دیدم که به پیرمردی کمک می‌کرد از خیابان عبور کند.

💡 شاهدنا فتي ً يقرأُ كتابًا في الحديقةِ بينما كان الأطفالُ الآخرونَ يلعبونَ حوله.

ما پسری را دیدیم که در پارک کتاب می‌خواند در حالی که بچه‌های دیگر دور او بازی می‌کردند.

💡 كانَ فتي الحيِّ معروفًا بحسنِ الخلقِ ومساعدةِ الجيرانِ عندَ الحاجةِ.

پسر همسایه به خاطر خوش اخلاقی و کمک به همسایه‌ها در مواقع نیاز شناخته شده بود.

کلمات مرتبط