فتت
🌐 چربی
«فَتَّتَ» یعنی «خرد کرد، ریز کرد، تکهتکه کرد». این فعل از ریشهٔ «فتّ» به معنی شکستن و خرد کردن است. وقتی چیزی را به بخشهای کوچکتر، ریزتر یا پودرمانند تبدیل میکنند، این فعل به کار میرود. کاربردش هم برای اشیا و هم به صورت مجازی برای تضعیف کردن چیزی است.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 او فرو ریخت
جمله سازی با فتت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 أثناء الأزمة، فتت بالحيط بعضُ الناس من القلق والتوتر الشديد.
در طول بحران، برخی از مردم دچار اضطراب و استرس شدید شدند.
💡 عندما سمع الخبرَ المفاجئ، فتت بالحيط كأنه لم يصدق ما حدث.
وقتی خبر تکان دهنده را شنید، چنان به دیوار کوبید که انگار باورش نمیشد چه اتفاقی افتاده است.
💡 في الحكاية الشعبية، فتت بالحيط الرجلُ الغاضبُ من شدة الصدمة.
در داستان عامیانه، مرد عصبانی از شدت شوک به دیوار برخورد کرد.