فاهتزت
🌐 تکان خورد.
یعنی «پس لرزید» یا «آنگاه جنبید / تکان خورد». از ریشه هزّ / اهتزاز است و برای لرزش، حرکت ناگهانی، یا جنبش چیزی بهکار میرود.
جمله سازی با فاهتزت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سمعوا الخبر السعيد، فاهتزت مشاعرهم فرحًا وامتلأت العيون بالدموع.
آنها این مژده را شنیدند و احساساتشان از شادی برانگیخته شد و چشمانشان پر از اشک گردید.
💡 وصلت نسمات الصباح إلى الحديقة، فاهتزت أوراق الأشجار برفق.
نسیم صبحگاهی به باغ می رسید و برگ های درختان به آرامی تکان می خوردند.
💡 مرّت السيارة بسرعة كبيرة، فاهتزت النوافذ قليلًا بسبب قوة الصوت.
ماشین با سرعت بسیار بالایی از کنارش رد شد و شیشهها به خاطر شدت صدا کمی لرزیدند.
💡 مرّت الرياح على النافذة فاهتزت ضوکه الصغيرة في الغرفة.
باد از کنار پنجره گذشت و چراغ کوچک اتاق لرزید.
💡 في المساء كان الجو عاصفًا جدًا، فاهتزت نوافذ البيت بقوة.
عصر هوا خیلی طوفانی بود و شیشههای خانه به شدت میلرزیدند.