فاجتمع

🌐 پس جمع شدند

از ریشه «جمع» به معنی «جمع شدن، گرد آمدن، با هم یک‌جا شدن» است. «فاجتمع» یعنی «پس گرد آمد» یا «پس با هم جمع شدند / شد». در فارسی معمولاً «پس جمع شد»، «گرد آمد» یا «هم‌زمان فراهم شد» ترجمه می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 جمع شده

جمله سازی با فاجتمع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كانت لقد وصلت الأخبار بسرعةٍ إلى القرية، فاجتمع الناس في الساحة الرئيسية.

خبر به سرعت به روستا رسیده بود و مردم در میدان اصلی جمع شده بودند.

💡 أرسل الخبر إلى قومه إلی السوق بسرعة، فاجتمع الناس هناك بعد دقائق.

او به سرعت خبر را برای افرادش در بازار فرستاد و مردم ظرف چند دقیقه در آنجا جمع شدند.

💡 في نهاية الأسبوع، فاجتمع أفراد العائلة على الغداء في بيت الجد القديم.

آخر هفته، خانواده برای ناهار در خانه قدیمی پدربزرگ جمع شدند.

💡 انتشرت رائحة الكنافة في البيت، فاجتمع الأطفال حول المائدة بسرعة.

بوی کنافه در تمام خانه پیچید و بچه ها سریع دور سفره جمع شدند.

💡 كان القانُ في السوق نادرًا، فاجتمع الناس حوله بفضول.

عصا در بازار کمیاب بود، بنابراین مردم با کنجکاوی دور آن جمع شدند.

💡 وضعت الجدة وزی على المائدة مع الخبز واللبن، فاجتمع الجميع حول الطعام بسرور.

مادربزرگ غذا را همراه با نان و شیر روی سفره گذاشت و همه با خوشحالی دور غذا جمع شدند.

💡 وصل نبإ الحادث إلى القرية بسرعة، فاجتمع الناس أمام المجلس لمعرفة التفاصيل.

خبر تصادف به سرعت به روستا رسید و مردم برای اطلاع از جزئیات، جلوی شورا تجمع کردند.

💡 انتشرت لرایحة الخبز في المطبخ، فاجتمع الجميع حول المائدة سريعًا.

بوی نان در آشپزخانه پیچید و همه به سرعت دور میز جمع شدند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران