غوی

🌐 گوی

«غوی» از ریشهٔ «غوی» است و می‌تواند به معنی گمراه، منحرف، یا کسی که راه درست را ترک کرده باشد. این واژه هم صفت است و هم در برخی ساخت‌ها بخشی از افعال مرتبط با گمراهی. در استعمال اخلاقی و دینی، به فردی گفته می‌شود که از هدایت فاصله گرفته است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 گویی

📌 گوی

📌 پسران

جمله سازی با غوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 أشار الطبيب إلى أن الحليب غوی في هذه المرحلة من النمو.

دکتر اشاره کرد که شیر در این مرحله از رشد غلیظ است.

💡 كان صوت الطفل غوی لكنه بدا متعبًا بعد اللعب الطويل.

صدای کودک خوب بود، اما بعد از مدت طولانی نواختن، صدایش خسته به نظر می‌رسید.

💡 وصف الشاعر نسيمًا غوی يمر بين النخيل عند الفجر.

شاعر نسیم ملایمی را توصیف کرد که هنگام سحر از میان درختان نخل می‌گذشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران