عوف
🌐 عوف
اسم (noun)
📌 عوف
📌 اوف
قید (adverb)
📌 آوف
جمله سازی با عوف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تلك مقالة سعد بن الربيع الأنصاري، أطلقها أمام عبد الرحمن بن عوف المُهاجريّ، لا لشيء إلا لأنهما أبناء أُمة واحدة...
این سخنی بود که سعد بن ربیع انصاری در مقابل عبدالرحمن بن عوف مهاجری بیان کرد، تنها به این دلیل که آنها فرزندان یک ملت بودند...
💡 وعندما تصاعدت الشوارع السودانية من الضغط، عُين ابن عوف نائباً للرئيس وتولى هارون رئاسة حزب المؤتمر الوطني.
وقتی فشار از خیابانهای سودان شدت گرفت، ابن عوف به عنوان معاون رئیس جمهور منصوب شد و هارون رهبری حزب کنگره ملی را به دست گرفت.
💡 كان عوف من أوائل المتطوعين الذين ساعدوا في تنظيم الحفل.
عوف یکی از اولین داوطلبانی بود که به سازماندهی این رویداد کمک کرد.
💡 زارنا عوف مساءً وحدثنا عن رحلته الطويلة إلى الساحل.
عوف عصر به دیدن ما آمد و از سفر طولانیاش به ساحل برایمان گفت.