احبته

🌐 من او را دوست داشتم

یعنی «او را دوست داشتم» یا «آن را دوست داشتم»؛ مشابه أحببته از نظر معنا، با این تفاوت که در نوشتار شما شکلِ دقیقِ صرفی ممکن است ناقص / غیراستاندارد باشد، ولی در کاربرد رایج منظور همان «او را دوست داشتم» است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 او را دوست داشت

📌 او دوست داشت

📌 دوست داشت

📌 او دوست دارد

📌 از او خوشش آمده بود

📌 خوشش آمد

جمله سازی با احبته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قالت الفتاة: احبته لأنه كان يساندها في أصعب الأوقات.

دختر گفت: من او را دوست داشتم چون در سخت ترین زمان ها از من حمایت کرد.

💡 كتبت في رسالة خاصة: احبته منذ اللحظة التي تحدث فيها إليها.

او در یک پیام خصوصی نوشت: از همان لحظه‌ای که با من صحبت کرد، عاشقش شدم.

💡 في القصة القصيرة، احبته بعد أن تعرفت إلى أخلاقه الرفيعة.

در داستان کوتاه، او پس از آشنایی با اخلاق والای او، عاشقش شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران