عکس
🌐 معکوس
«عکس» در عربی به معنای وارونگی، بازتاب، پشتورو یا تصویرِ چیزی است. این واژه در فارسی هم بسیار رایج شده و به «تصویر» یا «فتوگرافی» نیز گفته میشود. در منطق و زبانشناسی، «عکس» گاهی به معنای برعکس و معکوس هم به کار میرود.
جمله سازی با عکس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 التقط المصور عکس ًا جميلًا للغروب، فانتشرت الصورة بسرعة على وسائل التواصل.
عکاس تصویر زیبایی از غروب خورشید ثبت کرد و عکس به سرعت در شبکههای اجتماعی پخش شد.
💡 طلبتُ منه أن يرسل عکس المكان قبل الوصول، حتى أتعرف عليه بسهولة.
از او خواستم قبل از رسیدن، عکسی از محل برایم بفرستد تا بتوانم به راحتی او را شناسایی کنم.
💡 احتفظت الأم بـ عکس قديم للعائلة، وكانت تنظر إليه كل مساءٍ بحنين.
مادر یک عکس خانوادگی قدیمی نگه داشته بود و هر شب با علاقه به آن نگاه میکرد.