عضوية
🌐 عضویت
اسم (noun)
📌 عضویت
📌 عضو
📌 ارگانیسم
دیکشنری عربی به فارسی
📌 ارگانیک
جمله سازی با عضوية
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تحتاج التربة الجيدة إلى ريّ معتدل ومواد عضوية تحافظ على خصوبتها طوال الموسم.
خاک خوب برای حفظ حاصلخیزی خود در طول فصل به آبیاری متوسط و مواد آلی نیاز دارد.
💡 ومن املمكن أن ترتجم ألمراض عضوية اسمها األمراض السيكوسوماتية
میتوان اینها را به بیماریهای عضوی که بیماریهای روانتنی نامیده میشوند، ترجمه کرد.
💡 باستخدام عجينة الأرز في تقنية الحاجز، أبدعت أشكالاً عضوية على قماشها.
او با استفاده از خمیر برنج در تکنیک حائل، اشکال ارگانیکی را روی بوم خود خلق کرد.
💡 جددت عضوية النادي الرياضي بعد انتهاء مدة الاشتراك السنوي.
من عضویت باشگاه ورزشیام را پس از پایان دوره اشتراک سالانه تمدید کردم.
💡 أصبحت عضوية الفريق في الاتحاد الرسمي شرطًا للمشاركة في البطولة.
عضویت تیم در فدراسیون رسمی، از الزامات شرکت در مسابقات شد.
💡 طلبت عضوية الجمعية المهنية للاستفادة من الدورات والخدمات.
من برای عضویت در انجمن حرفهای درخواست دادم تا از دورهها و خدمات بهرهمند شوم.