عسجد

🌐 طلا

واژه‌ای عربی است که به معنی طلا به‌کار می‌رود و در متون ادبی و کهن بیشتر دیده می‌شود. این کلمه گاهی برای اشاره به زرِ ناب، زرین بودنِ چیزی، یا چیزی که مانند طلا درخشنده و گران‌بهاست استفاده می‌شود.

جمله سازی با عسجد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 احتفظ الجدُّ بخاتمٍ من عسجد ورثه عن آبائه في صندوقٍ صغير.

پدربزرگ، انگشتر طلایی را که از اجدادش به ارث برده بود، در جعبه‌ای کوچک نگه می‌داشت.

💡 زُيّنت القلادةُ بقطعٍ من عسجد لامعةٍ جذبت أنظار الزوّار في المعرض.

این گردنبند با قطعات براق طلا تزئین شده بود که توجه بازدیدکنندگان نمایشگاه را به خود جلب کرد.

💡 اشترت العروسُ هديةً من عسجد خالصٍ من متجرٍ مشهور في السوق القديم.

عروس هدیه‌ای از طلای ناب از مغازه‌ای معروف در بازار قدیمی خرید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران