عجلة القيادة

🌐 فرمان

این اصطلاح به معنی فرمان خودرو است؛ همان چرخی که راننده با آن جهت حرکت ماشین را کنترل می‌کند. در عربی به آن «چرخِ راندن / هدایت» هم گفته می‌شود، چون وسیله هدایت خودرو است.

اسم (noun)

📌 فرمان

📌 چرخ محرک

جمله سازی با عجلة القيادة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تحركت عجلة القيادة قليلًا بسبب خللٍ في نظام التوجيه.

به دلیل نقص در سیستم فرمان، فرمان کمی حرکت کرد.

💡 نظف العامل عجلة القيادة بعد أن عاد صاحب السيارة من الرحلة.

کارگر پس از بازگشت صاحب خودرو از سفر، فرمان را تمیز کرد.

💡 لاحظَ السائقُ دورانات مفاجئة في عجلة القيادة أثناء الطريق السريع.

راننده هنگام رانندگی در بزرگراه متوجه چرخش ناگهانی فرمان شد.

💡 أمسك السائق عجلة القيادة بكلتا يديه عندما بدأ المطر يشتد.

راننده با هر دو دست فرمان را گرفت، در حالی که باران شروع به شدت گرفتن کرده بود.

💡 احتاج السائق إلى بعض الوقت ليتعود على عجلة القيادة اليميني.

راننده برای عادت کردن به فرمان سمت راست به کمی زمان نیاز داشت.

💡 شعرت يديه المرتديتين للقفازات بالخدر من ملامسة عجلة القيادة الباردة كالثلج.

دست‌های دستکش‌پوشش از تماس با فرمان یخ‌زده بی‌حس شده بودند.

کلمات مرتبط