عجرف
🌐 تکبر
«عجرف» واژهای نادر و بیشتر لغوی است و در برخی استعمالها به معنای درشتخو، خشن، یا کسی که با تندی و بیملاحظه رفتار میکند آمده است. گاهی نیز بهعنوان صفتی برای رفتار یا گفتار نامنظم و خشن فهمیده میشود. در فارسی میتوان آن را نزدیک به «تندخو»، «خشن» یا «زمخت» ترجمه کرد، البته بسته به سیاق.
جمله سازی با عجرف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 لا تحكمْ على الرجلِ بأنه عجرف من أولِ لقاء، فقد يكونُ خجولًا فقط وليسَ متكبرًا.
از همان اولین ملاقات، مردی را متکبر نپندارید، او ممکن است فقط خجالتی باشد و متکبر نباشد.
💡 ظهرَ المديرُ عجرف في الاجتماعِ، لكنه كان يحاولُ إخفاءَ توترِه أمامَ المستثمرين.
مدیر در جلسه متکبر به نظر میرسید، اما سعی داشت نگرانی خود را از سرمایهگذاران پنهان کند.
💡 وصفَتْهُ الصحفيةُ بأنَّه عجرف في البدايةِ، ثم اكتشفتْ لاحقًا أنه شديدُ الحرصِ على التفاصيل.
روزنامهنگار در ابتدا او را مغرور توصیف کرد، اما بعداً متوجه شد که او بسیار به جزئیات توجه دارد.