عاینة
🌐 بازرسی
این واژه معمولاً از ریشهٔ «عاين» میآید و میتواند به معنی «مشاهدهشده»، «عینی»، یا «کسی / چیزی که با چشم دیده شده» باشد. در فارسی، نزدیکترین معادل آن «مشاهده مستقیم» یا «شاهد عینی» است، بسته به کاربرد.
جمله سازی با عاینة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 أجرت الطبيبة عاینة دقيقة للمريض قبل أن تطلب التحاليل اللازمة.
پزشک قبل از تجویز آزمایشهای لازم، معاینه کاملی از بیمار انجام داد.
💡 تحتاج المدرسة إلى عاینة شاملة لمستوى الطلاب قبل وضع الخطة التعليمية الجديدة.
مدرسه قبل از تدوین طرح آموزشی جدید، به ارزیابی جامعی از سطح دانشآموزان نیاز دارد.
💡 قام المهندس بـ عاینة الموقع للتأكد من سلامة الأساسات قبل بدء البناء.
مهندس قبل از شروع ساخت و ساز، محل را بررسی کرد تا از ایمنی پایهها اطمینان حاصل کند.