عاز

🌐 آز

این واژه در این شکل بسیار کوتاه و مبهم است و بدون زمینه روشن نیست. ممکن است بخشی از یک فعل یا نام باشد، اما به‌تنهایی معنای دقیق استانداردی ندارد.

فعل (verb)

📌 فقدان

📌 نیاز

جمله سازی با عاز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كتبَ في المذكرةِ أنه عاز عن قبولِ العرضِ بعد التفكيرِ الطويل.

او در این یادداشت نوشت که پس از فکر کردن زیاد، تصمیم گرفته است که این پیشنهاد را نپذیرد.

💡 بدا الرجلُ عاز عن المشاركةِ في النقاشِ لأنه لم يكن مرتاحًا للفكرة.

به نظر می‌رسید مرد تمایلی به شرکت در بحث ندارد، زیرا با این ایده راحت نبود.

💡 قالَ المزارعُ إنه عاز عن السفر هذا العام بسببِ أعمالِ الحصاد.

این کشاورز گفت که به دلیل کار برداشت محصول، امسال تمایلی به سفر ندارد.