طوی
🌐 تاوی
این واژه در عربی بهندرت و بیشتر در برخی گویشها یا صورتهای خاص دیده میشود و میتواند به ریشهی «ط و ی» مربوط باشد که معنای اصلی آن «پیچیدن، درهمتا کردن، جمع کردن یا درنوردیدن» است. گاهی در متون کهن، این ریشه با معنی «درنوردیدن زمین یا مسافت» هم به کار میرود. اگر این صورت را بهتنهایی ببینیم، معمولاً باید از بافت جمله فهمید که منظور دقیق چیست، چون خودِ «طوی» بهعنوان یک واژهی مستقل، رایجترین صورتِ استاندارد عربی نیست.
جمله سازی با طوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 احتاجَ الفريقُ إلى وقتٍ طوي لإنهاءِ العملِ بسببِ كثرةِ التفاصيلِ المطلوبة.
به دلیل حجم زیاد جزئیات مورد نیاز، تیم برای اتمام کار به زمان زیادی نیاز داشت.
💡 كتبَ الشاعرُ عن ليلٍ طوي مرَّ عليه وهو ينتظرُ خبرَ صديقِه.
شاعر درباره شبی طولانی نوشت که در انتظار خبری از دوستش گذشت.
💡 بقيَ المسافرُ في الطريقِ طوي النهارِ حتى وصلَ إلى القريةِ عندَ المغيب.
مسافر تمام روز را در جاده ماند تا اینکه هنگام غروب آفتاب به روستا رسید.