طنب

🌐 تنب

«طنب» در عربی معمولاً به معنای «طناب، ریسمان، یا رشتهٔ محکم» است؛ چیزی برای بستن، کشیدن یا نگه‌داشتن. این واژه می‌تواند به ابزار فیزیکیِ محکم و کشیده اشاره کند. در فارسی می‌توان آن را «طناب» یا «ریسمان» معنی کرد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 تمب

📌 تومب

📌 جزایری از

جمله سازی با طنب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تأكد العامل من شدّ طنب الحبل قبل أن يغادر المكان.

کارگر قبل از ترک محل، از سفت بودن طناب مطمئن شد.

💡 يحتاج المخيم إلى طنب ثابتة لضمان سلامة الخيمة طوال الليل.

این کمپ به یک میخ چادر ثابت نیاز دارد تا ایمنی چادر در طول شب تضمین شود.

💡 وضع الحارس طنب الخيمة جيدًا حتى لا تقتلعها الرياح القوية.

نگهبان میخ چادر را محکم سر جایش گذاشت تا باد شدید آن را از جا نکند.

کلمات مرتبط