ضمحل
🌐 ناپدید شدن
«ضمحلّ» فعلی است بهمعنای «از میان رفتن، نابود شدن، تحلیل رفتن، کمجان و ناتوان شدن». این واژه بیشتر برای بیان زوال تدریجیِ چیزی مانند دولت، قدرت، امید یا جسم بهکار میرود؛ مثلاً «ضمحلّتِ الدولة» یعنی «دولت از هم پاشید / رو به زوال رفت».
جمله سازی با ضمحل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عندما تغيّرتِ الظروفُ الاقتصاديةُ، ضمحل المشروعُ ولم يعدْ أحدٌ يذكرُه.
وقتی شرایط اقتصادی تغییر کرد، این پروژه محو شد و دیگر کسی آن را به یاد نیاورد.
💡 مع مرورِ الوقتِ، ضمحل الأثرُ القديمُ تحتَ الشمسِ والرياحِ.
با گذشت زمان، رد باستانی زیر نور خورشید و باد محو شد.