ضمادة
🌐 بانداژ
اسم (noun)
📌 بانداژ
📌 پانسمان
📌 چسب زخم™
📌 پد
📌 گاز پانسمان
جمله سازی با ضمادة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 أريد ضمادة جديدة لأن القديمة أصبحت متسخة.
من یک بانداژ جدید میخواهم چون بانداژ قبلی کثیف شده است.
💡 عندما انفكت الضمادة السابقة، قلت: أريد ضمادة جديدة أضعها الآن.
وقتی باند قبلی باز شد، گفتم: الان یک باند جدید میخواهم.
💡 وضع الرياضي ضمادة على الساق بعد السقوط.
این ورزشکار پس از زمین خوردن، پایش را بانداژ کرد.
💡 بعد تنظيف الإصابة، قال المسعف: أريد ضمادة مناسبة لهذا الجرح.
بعد از تمیز کردن محل جراحت، امدادگر گفت: من به یک بانداژ مناسب برای این زخم نیاز دارم.
💡 بعد غسل الجرح، أريد ضمادة جديدة لا تسبب لي تهيجًا.
بعد از شستن زخم، یک بانداژ جدید میخواهم که باعث سوزش نشود.
💡 تالمت الفتاةُ من الجرح الصغير، ثم وضعت عليه ضمادة نظيفة.
دختر با دیدن زخم کوچک چهره در هم کشید، سپس یک باند تمیز روی آن گذاشت.
💡 في حقيبة الإسعاف، أريد ضمادة أضعها فوق الجرح مباشرة.
در جعبه کمکهای اولیه، میخواهم یک بانداژ درست روی زخم قرار دهم.
💡 جرحت يدي قليلًا، أريد ضمادة نظيفة من فضلك.
دستم کمی بریده شده، لطفاً یک باند تمیز میخواهم.