ضبن

🌐 ذبان

«ضبن» واژه‌ای قدیمی و کم‌کاربرد است و در لغت به معنی پهلو، کنار بدن، یا چیزی که در بغل و زیر بازو نگه داشته می‌شود آمده است. گاهی هم به حالتِ پنهان‌کردن یا در آغوش‌گرفتن چیزی اشاره دارد. این واژه در زبان روزمرهٔ عربی کم‌استفاده است و بیشتر در متون لغوی و قدیم دیده می‌شود.

جمله سازی با ضبن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 أحسّ المسافر بـ ضبن في كتفه بعد حمل الحقائب الطويل.

مسافر پس از حمل طولانی مدت چمدان‌ها، در شانه‌اش احساس گرفتگی کرد.

💡 اشتكى اللاعب من ضبن خفيف بسبب النوم في وضعية خاطئة.

این بازیکن از کشیدگی جزئی به دلیل خوابیدن در وضعیت نامناسب شکایت داشت.

💡 وصف الطبيب الحالة بأنها ضبن عضلي يحتاج إلى راحة.

پزشک این وضعیت را کشیدگی عضلانی توصیف کرد که نیاز به استراحت دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران