صافحه

🌐 دستش را بفشارید.

«صافحه» یعنی «با او دست داد» یا «او را دست داد». این واژه از همان ریشه‌ی «صافح» است و با ضمیر مفعولی «ـه» به شخص مذکر غایب اشاره دارد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 تکان داد

📌 تکان دادن

📌 و تکانده

📌 انجام شده

جمله سازی با صافحه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ‬تطلع كرارة إلى عبدون وهو يتنفس‬ ‫بصوت مسموع كأنه يحاول السيطرة على غضبه ثم صافحه‪

کارارا به عبدون نگاه کرد، نفس‌هایش با صدای بلند شنیده می‌شد، انگار که سعی داشت خشمش را کنترل کند، سپس با او دست داد.

💡 بعد أن رأى صديقه القديم، وقال فابتسم ثم صافحه بحرارة أمام الناس.

بعد از دیدن دوست قدیمی‌اش، لبخندی زد و سپس جلوی همه به گرمی با او دست داد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران