شديدة

🌐 شدید

«شديدة» مؤنثِ «شديد» است و به معنای «شدید، سخت، نیرومند» در حالت مؤنث به کار می‌رود. این واژه برای اسم‌های مؤنث مانند «ریاح شديدة» یا «أزمة شديدة» استفاده می‌شود. در فارسی معادل آن بسته به بافت، «شدید»، «سخت» یا «بسیار قوی» است.

اسم (noun)

📌 افراطی

📌 بالا

📌 عالی

📌 سفت و سخت

📌 سخت

📌 عمیق

دیکشنری عربی به فارسی

📌 شدید

جمله سازی با شديدة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كانتْ صامتَةً في الاجتماعِ، لكنها دوّنتْ كلَّ الملاحظاتِ بعنايةٍ شديدة.

او در طول جلسه ساکت بود، اما یادداشت‌های بسیار دقیقی برمی‌داشت.

💡 تعرّض بعض الشیوعیین لمعارضة شديدة بسبب مواقفهم من الملكية الخاصة.

برخی از کمونیست‌ها به دلیل موضعشان در مورد مالکیت خصوصی با مخالفت شدید روبرو شدند.

💡 لا تقم بأي تعديل قبل مراجعة التعليمات بعناية شديدة.

قبل از بررسی دقیق دستورالعمل‌ها، هیچ تغییری ایجاد نکنید.

💡 ستوافقُ اللجنةُ على المشروعِ الجديدِ بعدَ دراسةِ ميزانيتهِ بعنايةٍ شديدة.

کمیته پس از مطالعه دقیق بودجه، پروژه جدید را تصویب خواهد کرد.

💡 تبدو شديدةة كتابةً غيرَ صحيحةٍ، وربما المقصودُ شديدة مع زيادةٍ حرفيةٍ غيرِ مقصودةٍ.

به نظر می رسد غلط املایی دارد و شاید کلمه مورد نظر «بسیار» با اضافه شدن ناخواسته حروف باشد.

💡 قعد الأطفال تحت الشجرة لأن الشمس كانت شديدة جدًا ظهرًا.

بچه‌ها زیر درخت نشستند چون آفتاب ظهر خیلی شدید بود.

💡 دهقَ العاملُ الموادَّ في الوعاءِ الكبيرِ بعنايةٍ شديدة.

کارگر با دقت مواد را داخل ظرف بزرگ ریخت.

💡 مرَّ المسافرون بمخمصة شديدة حين انقطع الطريق ولم يجدوا طعامًا أو ماءً.

مسافران وقتی جاده صعب‌العبور شد و نه غذا و نه آب پیدا کردند، گرسنگی شدیدی را تحمل کردند.

💡 وشاقوا الطريق الجبلي بصعوبة شديدة بسبب المطر والانزلاقات المتكررة على الصخور.

آنها به دلیل باران و ریزش مکرر سنگ، با سختی فراوان در امتداد جاده کوهستانی حرکت کردند.

💡 حسبت ُ الرسائلَ القديمةَ داخلَ الصندوقِ الخشبيِّ بعنايةٍ شديدة.

نامه‌های قدیمی داخل جعبه چوبی را با دقت زیاد شمردم.

💡 أصابتْكم موجةُ بردٍ شديدة هذا الأسبوع، فاحتجتم إلى ملابس أثخن وتدفئةٍ إضافية.

این هفته با موج سرمای شدیدی مواجه شدید، بنابراین به لباس‌های ضخیم‌تر و وسایل گرمایشی اضافی نیاز داشتید.

💡 رأيتُ عيوفَ في السوقِ وهو يختارُ بعضَ الكتبِ القديمةِ بعنايةٍ شديدة.

من ایوف را در بازار دیدم که با دقت چند کتاب قدیمی را انتخاب می‌کرد.

💡 في الاختبارِ، كتبَ الطالبُ شديدةة بدلَ شديدة بسببِ السرعةِ في الكتابةِ.

در آزمون، دانش‌آموز به دلیل سرعت نوشتن، به جای «شَدیدَه» نوشت «شَدیدَه».

💡 حينَ رأى الرسالةَ على الأرضِ، فالتقطها وقرأَها بعنايةٍ شديدة.

وقتی پیام را روی زمین دید، آن را برداشت و با دقت بسیار خواند.

💡 أصيب الرجل بحمى شديدة، ثم فاماته المرض بعد أيام من التعب والضعف.

مرد دچار تب شدیدی شد و سپس این بیماری پس از روزها خستگی و ضعف او را از پای درآورد.

💡 أثناءَ الأزمةِ الماليةِ، يسعى المديرُ إلى أن علی يسيطر على النفقاتِ بدقةٍ شديدة.

در طول بحران مالی، مدیر تلاش می‌کند تا مطمئن شود که علی هزینه‌ها را با دقت بسیار زیادی کنترل می‌کند.

💡 شعر الرجل لسعة شديدة من البرد حين خرج من البيت في الصباح الباكر.

مرد صبح زود وقتی از خانه بیرون رفت، سوز سرمای شدیدی را احساس کرد.

💡 استقبل الجمهور المتحدث بحماسة شديدة، وصفقوا له طويلًا بعد انتهاء كلمته المؤثرة.

حضار با شور و شوق فراوان از سخنران استقبال کردند و پس از پایان سخنرانی تأثیرگذارش، مدت زیادی او را تشویق کردند.

💡 رسم المصوّر وجهها بعناية شديدة ليُظهر أدقّ التفاصيل في اللوحة.

عکاس چهره او را با دقت بسیار زیادی نقاشی کرده تا ظریف‌ترین جزئیات را در نقاشی نشان دهد.

💡 أوصى المهندس بالري المبكر للأشجار الصغيرة خلال أيام الصيف شديدة الحرارة.

مهندس آبیاری زودهنگام درختان جوان را در گرم‌ترین روزهای تابستان توصیه کرد.

💡 الممرضةُ تعد ال أدويةَ للمرضى وفقَ التعليماتِ الطبيةِ بدقةٍ شديدة.

پرستار طبق دستورالعمل‌های پزشکی و با دقت فراوان، داروهای بیماران را آماده می‌کند.

کلمات مرتبط