شاح
🌐 شاه
«شاح» نیز واژهای کمکاربرد و تا حدی نادر است و در برخی منابع به معنای دور شدن، کناره گرفتن یا خشک و کمآب شدن آمده است. گاهی در لهجهها یا متون قدیمی، این نوع واژهها معانی خاصتر یا محلی دارند. برای فهم دقیق آن باید دید در چه جملهای و با چه ساختاری به کار رفته است.
فعل (verb)
📌 خسیس باش
جمله سازی با شاح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بدا وجههُ شاحًا بعد السهر الطويل، لذلك نصحه الطبيبُ بالراحة وشرب الماء.
صورتش بعد از بیدار ماندن تا دیروقت رنگپریده به نظر میرسید، بنابراین پزشک به او توصیه کرد که استراحت کند و آب بنوشد.
💡 ظلّ الرجلُ شاحًا طوالَ النهار، ولم يستطع إكمالَ عمله بسبب التعب.
مرد تمام روز رنگپریده ماند و به دلیل خستگی نتوانست کارش را تمام کند.
💡 خرج الطفلُ شاحًا من الغرفةِ وهو يحملُ دميتهُ الممزقةَ بين يديه.
کودک در حالی که جیغ میکشید و عروسک تکهتکه شدهاش را در دستانش گرفته بود، از اتاق بیرون آمد.