سیاح
🌐 توریست
به معنای «گردشگر، جهانگرد، کسی که زیاد سفر میکند» است و در کاربرد قدیمتر به کسی گفته میشد که در زمین میگردد و سفر میکند.
جمله سازی با سیاح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 يعتمد كثير من التجار على سیاح الصيف في تنشيط الأسواق المحلية.
بسیاری از تاجران برای احیای بازارهای محلی به گردشگران تابستانی متکی هستند.
💡 التقط سیاح الصور عند النهر، ثم جلسوا في المقهى المطل على الجسر.
توریستها کنار رودخانه عکس میگرفتند، سپس در کافهای که مشرف به پل بود، مینشستند.
💡 امتلأت المدينة بـ سیاح جاؤوا من دول مختلفة للاستمتاع بالمهرجان السنوي.
این شهر پر از گردشگرانی بود که از کشورهای مختلف برای لذت بردن از جشنواره سالانه آمده بودند.