سوس

🌐 اره‌ها

«سوس» در عربی معمولاً به معنی آفت و کرمِ چوب‌خوار یا حشره‌ای است که به مواد غذایی، چوب یا پارچه آسیب می‌زند. در کاربرد روزمره ممکن است برای اشاره به «خرابی تدریجی» هم به‌کار برود، مثل وقتی می‌گویند چیزی را سوس زده است؛ یعنی به‌تدریج فاسد یا فرسوده شده است. در فارسی هم این واژه به‌صورت «سوس» در بعضی زمینه‌ها شناخته می‌شود.

اسم (noun)

📌 شیرین بیان

📌 شپشک

فعل (verb)

📌 پوسیدگی

جمله سازی با سوس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 يستضيف المزارعون المحليون ورش عمل حول كيفية تحديد سوس النخيل.

کشاورزان محلی کارگاه‌هایی در مورد نحوه شناسایی شپشک‌های نخل برگزار می‌کنند.

💡 أكلت بعضاً من العرق سوس ومن ثَمَ بدأت بإعداد شطيرتي.

کمی شیرین بیان خوردم و بعد شروع به آماده کردن ساندویچم کردم.

💡 تستطيع العلكة أن تساعد في منع سوس الأسنان طالما اخترت العلكة الخالية من السُكَّر.

جویدن آدامس می‌تواند به جلوگیری از پوسیدگی دندان کمک کند، البته تا زمانی که آدامس بدون قند انتخاب کنید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران