اتصفح
🌐 مرور
این واژه معمولاً به صورت «تصفح» شناخته میشود و به معنی «ورق زدن، مرور کردن، جستوجو کردن در صفحات» است. در کاربرد امروزی، برای مرور صفحات کتاب، مجله یا وبسایت به کار میرود؛ مثلاً «تصفح الإنترنت» یعنی «وبگردی / مرور اینترنت».
دیکشنری عربی به فارسی
📌 مرور کردن
📌 پیمایش
📌 در حال گذر
📌 ورق بزنید
📌 موجسواری
📌 سرسری گرفتن
📌 من موجسواری میکنم
📌 مرور میکنم
جمله سازی با اتصفح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 أحب أن اتصفح الأخبار في الصباح قبل بدء يومي.
من دوست دارم صبحها قبل از شروع روزم، اخبار را مرور کنم.
💡 يمكنك أن اتصفح الموقع للتعرف على الخدمات المتاحة.
برای آشنایی با خدمات موجود، میتوانید به وبسایت مراجعه کنید.
💡 طلب منها أن اتصفح الكتالوج وتختار المنتج المناسب.
او از او خواست که کاتالوگ را مرور کند و محصول مناسب را انتخاب کند.