سهل

🌐 آسان

«سهل» یعنی «آسان»، «هموار»، «ساده»، یا «غیر دشوار». این واژه از پرکاربردترین صفت‌های عربی است و برای توصیف چیزهایی که انجام‌دادنشان راحت است یا زمین و سطحی که ناهموار نیست، به‌کار می‌رود. در فارسی هم معادل‌های «آسان»، «ساده» و «هموار» برای آن مناسب‌اند.

جمله سازی با سهل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شرح المعلم الدرس بطريقة سهل ة ومفهومة للجميع.

معلم درس را به روشی آسان و قابل فهم برای همه توضیح داد.

💡 فهم معنى ما سهل عندما نعرف السياق الذي جاءت فيه العبارة.

فهمیدن معنی چیزی وقتی آسان است که بدانیم عبارت در چه زمینه‌ای آمده است.

💡 كان المستدارون قريبين من الممر، لذلك سهل على الزوار الوصول إليهم بسرعة.

میدان‌ها نزدیک به گذرگاه بودند، بنابراین دسترسی سریع به آنها برای بازدیدکنندگان آسان بود.

💡 قرأتُ كتابًا الإِنكليزية مترجمًا إلى العربية، وكان سهل الأسلوب ومفيدًا للغاية.

من یک کتاب انگلیسی ترجمه شده به عربی خواندم، و فهم آن آسان و بسیار مفید بود.

💡 كان الطريق إلى المدرسة سهل ًا بعد تعبيد الشارع.

بعد از آسفالت شدن خیابان، مسیر مدرسه آسان شد.

💡 وجد الطفل التمرين سهل ًا وأنجزه بسرعة.

کودک این تمرین را آسان یافت و آن را به سرعت انجام داد.

💡 كتب المؤلف الأقاصيص بأسلوب سهل يناسب الناشئة والقراء المبتدئين.

نویسنده داستان‌ها را با سبکی آسان و مناسب برای جوانان و خوانندگان مبتدی نوشته است.

💡 في التقرير القديم، وردت كلمة ازالا في موضع لم يكن سهل الفهم على القراء الجدد.

در گزارش قدیمی، کلمه «ازاله» در جایی آمده بود که فهم آن برای خوانندگان جدید آسان نبود.

💡 كان غزال صغير يقف قرب أمه في سهل واسع تحت أشعة الشمس.

غزال کوچکی نزدیک مادرش در دشتی وسیع، زیر نور خورشید ایستاده بود.

💡 ظننتُ أن الأمر سهل بعد ولکنه احتاج إلى مراجعة دقيقة.

فکر می‌کردم آسان باشد، اما نیاز به بررسی دقیق داشت.

💡 تمتاز المعلمة بفصاحة في الشرح تجعل الدرس سهل الفهم على الطلاب.

استاد به خاطر فصاحت و بلاغتش در توضیح مطالب، که باعث می‌شود درس برای دانش‌آموزان به راحتی قابل فهم باشد، متمایز است.

💡 هذا القرار من مش سهل على الفريق بعد نقاش طويل بين الأعضاء.

این تصمیم پس از بحث طولانی بین اعضا، برای تیم آسان نبود.

کلمات مرتبط