سميکة
🌐 ضخیم
این هم به احتمال زیاد صورت مؤنثِ «سميك» است؛ یعنی «ضخیم، ستبر» در حالت مؤنث. اگر بهعنوان صفت برای اسم مؤنث بیاید، همین معنا را میدهد.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 ضخیم
📌 ضخیم تر
📌 ضخیم شده
📌 درشت
📌 ظرف گود
جمله سازی با سميکة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بدت الطبقة سميکة من الغبار على الرفوف بعد أسبوعين من السفر.
قفسهها بعد از دو هفته سفر، پر از گرد و غبار به نظر میرسیدند.
💡 وضع المطبخ صينية سميکة على النار حتى توزّع الحرارة بشكل متساوٍ.
آشپزخانه یک سینی ضخیم روی آتش قرار داد تا گرما به طور مساوی توزیع شود.
💡 اشترت الأسرة نافذة سميکة الزجاج لتتحمل الرياح القوية في الشتاء.
خانواده یک پنجره با شیشه ضخیم خریدند تا در زمستان در برابر بادهای شدید مقاوم باشد.