سلحب
🌐 صلحب
«سلحب» در عربی به چیزی بلند، کشیده و باریک یا به شتری بلندگردن و قویهیکل نیز گفته شده است. این واژه از واژههای کمتر رایج و بیشتر ادبی است و در توصیف شکل، قامت یا درازا به کار میرود. در فارسی میتوان آن را «دراز»، «کشیده» یا «بلندبالا» ترجمه کرد، بسته به سیاق.
جمله سازی با سلحب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرَّتْ سلحبٌ من الغبارِ فوقَ الحقولِ بعدَ هبوبِ الرياحِ القويةِ مساءً.
پس از وزش باد شدید عصرگاهی، ابری از گرد و غبار از فراز مزارع گذشت.
💡 لاحظَ السكانُ سلحبًا داكنةً في الأفقِ قبلَ هطولِ المطرِ بدقائقَ معدودة.
ساکنان تنها چند دقیقه قبل از شروع باران متوجه ابرهای تیره در افق شدند.
💡 غطّتِ سلحبُ السحابِ سماءَ المدينةِ فبدتِ الشوارعُ أكثرَ هدوءًا وبرودةً.
ابرها آسمان شهر را پوشانده بودند، بنابراین خیابانها آرامتر و خنکتر به نظر میرسیدند.