سرو

🌐 سرو

«سرو» در فارسی نام درختی بلند، راست‌قامت و همیشه‌سبز است که نماد زیبایی، آزادی، استواری و قامتِ دلکش به شمار می‌رود. در ادب فارسی، «سرو» بسیار به‌عنوان تشبیهِ قدِ بلند و خوش‌فرمی انسان، به‌ویژه معشوق، آمده است. این واژه علاوه بر معنای گیاهی، بار نمادین و ادبی مهمی دارد.

جمله سازی با سرو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 أي جذر سرو بشدّة أَنْ يَقْطعَ، لَكنَّه سَيَدُومُ إلى الأبد.

ریشه هر درخت سروی را نمی‌توان برید، اما برای همیشه باقی خواهد ماند.

💡 زرعوا عدة أشجار سرو حول المدرسة لتبدو الساحة أكثر جمالًا ونظامًا.

آنها چندین درخت سرو در اطراف مدرسه کاشتند تا حیاط زیباتر و منظم‌تر به نظر برسد.

💡 بنى مقعدًا رائعًا من سرو مُعاد تدويره مما يعزز جمال الحديقة.

او یک نیمکت فوق العاده از چوب سرو بازیافتی ساخت که زیبایی باغ را دو چندان می کند.

💡 قمنا بزراعة سرو صغير بالقرب من البركة لتعزيز تصميم المنظر الطبيعي.

ما یک درخت سرو کوچک نزدیک برکه کاشتیم تا طراحی منظر را زیباتر کنیم.

💡 جلسوا تحت شجرة سرو كبيرة قرب البيت القديم، يستمتعون بالظل والهواء البارد.

آنها زیر یک درخت سرو بزرگ نزدیک خانه قدیمی نشستند و از سایه و هوای خنک لذت بردند.

💡 كان سرو الحديقة مرتفعًا وجميلًا، يضفي على المكان طابعًا هادئًا.

درختان سرو باغ، بلند و زیبا بودند و به آن مکان، فضایی آرام می‌بخشیدند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران